Tuesday, July 5, 2022

از صلصال و شمامه تا الهه رحمت کوان ین

 یادداشت: این متن را قبلا در تاریخ 17 جولای 2019 نوشته و در تلگرام منتشر کرده بودم که به مناسبت 7 جولای روز شهر میراث جهانی جورج تاون آن را کمی آپدیت و در اینجا منتشر می کنم.

راننده چینی، نقشه اماکن توریستی پیننگ را به دستم می دهد و می گوید: معبد کک لوک سی، بزرگترین معبد بوداییان در آسیاست که در سه کیلومتری پیننگ هیل قرار دارد. بعد از پیننگ هیل، می توانی با گرب (تاکسی سرویس مشهور در جنوب شرق آسیا مشابه اوبر) به معبد بروی. فقط ۱۰ دقیقه راه است. یادم می آید معبد چان سی شو یوئن در چاینا تاون کوالالامپور نیز ساعت ۵ بسته می شود و از راننده می پرسم: معبد چه ساعتی می بندد؟ می گوید: ساعت ۵ عصر. با دلخوری می گویم: بدی معابد بودایی، همین زود بسته شدنشان است. انتظار داشتم حداقل معبد کک لوک سی، جورج تاون را به شهر شب زنده دار پیننگ تبدیل کند.

ساعت ۳:۱۵ بعدازظهر، راننده داخل معبد پیاده ام می کند. به سرعت نگاهی به معبد می اندازم تا منظور راننده را از سه طبقه بودن معبد بفهمم. در ذهنم معبد را مثل یک آپارتمان سه طبقه تصور کرده بودم در حالی که وقتی به معبد رسیدم، متوجه شدم هر طبقه با باغ های گل و فروشگاه های سوغاتی فروشی از طبقات دیگر جدا شده است.


وارد اولین معبد که می شوم، نقاشی های روی سقف معبد توجهم را به سوی خود جلب می کند. اماکن مذهبی مثل معابد، کلیساها و مساجد را به خاطر نقاشی های روی سقفشان دوست دارم. حوصله هنرمندان برای نقاشی روی سقف، ستودنی است.

در گوشه ای از معبد، درخت آرزوها وجود دارد که عبادت کنندگان با خرید یک روبان آرزو، روبان هایشان را به درخت می بندند. با دیدن این دست بندها یاد دست بندها و پارچه های سبزی افتادم که خادمان زیارت سخی در کارته سخی کابل در زیارت تبرک کرده و به زایران می فروختند. تفاوت این روبان ها با آن دست بندها، در آرزوهایی بود که روی هر روبان نوشته شده بود.



نقاشی های روی پشت بام معبد هم زیباست ولی متاسفانه راه پله برای رفتن به پشت بام معبد وجود ندارد. در گوشه گوشه معبد، مجسمه های بودا و گل نیلوفر زیبایی خاصی به معبد بخشیده اند.



زیبایی های معبد کک لوک سی قابل وصف نیست، باغ های گل، حوض های ماهی و مجسمه های بودا در اطراف آن زیبایی خاصی به معبد بخشیده است. کک لوک در یکی از زبان های چینی به معنی "لذت عالی" است و به "معبد بهشت" نیز ترجمه شده است.




برای دیدار الهه رحمت، باید سوار آسانسور شیب دار شوم که قیمت تکت آن ۳ رینگیت است. قیمت تکت ها در واقع صرف بازسازی معبد می شود. از آسانسور که خارج می شوم، مامور کنترل تکت ها، تکت های زائران و توریست ها را چک کرده و اجازه می دهد تا داخل شویم.


از کنار فروشگاه کوچکی که سوغاتی های چینی می فروشد، رد می شوم تا به صحن معبد می رسم. نسیم خنکی به صورتم می وزد و با خود زمزمه می کنم: «بلندی ها، هوای تازه دارد». ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر است و معبد به قول مسئول فروش تکت تا یک ساعت دیگر بسته می شود. فرصت کافی برای لذت بردن از هوای تازه معبد ندارم. روبرویم، مجسمه های سنگی حیوانات که نماد سال چینی هستند و مجسمه برنزی ۳۳ متری الهه رحمت کوان ین را می بینم.




مجسمه برنزی الهه رحمت در واقع دومین مجسمه ای است که در معبد کک لوک سی قرار داده می شود. مجسمه اول بر اثر بارش باران و آتش سوزی از بین رفت. ساخت مجسمه برنزی الهه رحمت کوان ین در طبقه سوم معبد اواخر سال ۲۰۰۲ پایان یافته است. یک پاویلیون نیز اطراف الهه رحمت در حال ساخت است. ستون ها و سقف پاویلیون، سراسر نقاشی و حکاکی است و آدم دلش می خواهد ساعت ها به نقاشی های روی ستون ها و سقف ها خیره شود. زمانی که روبروی مجسمه کوان ین ایستاده بودم، فروریختن صلصال و شمامه پیش چشمم آمدند. صلصال با ۵۳ متر ارتفاع و شمامه با ۳۵ متر ارتفاع در بامیان پس از ۱۴۰۰ سال زندگی در ۱۱ مارچ ۲۰۰۱ توسط طالبان به رگبار بسته شدند. در تصوراتم شمامه را دیدم که به صلصال می گوید: صلصال جان، بیا که بوریم به پیننگ/ سیل گل و کوان ین! ما در کنار او از هجوم طالبان، در امان خواهیم بود. اما صلصال می گوید: مه تا آخرین لحظه، همین جا می مانم! صلصال و شمامه فرو می ریزند. یاد حرف کلی گروییر خبرنگار بی بی سی می افتم که نوشته بود: «اگر می خواهید ملتی را به خوبی بشناسید باید مجسمه هایی را که برافراشته اند کنار بگذارید و مجسمه هایی را بررسی کنید که پایین کشیده اند».


Sunday, October 4, 2020

همجنس گرایی و پرده بکارت


 امروز یک نفر در توییتر نوشته بود: «هرچه هم خودت را روشنفکر بگیری وقتی دوتا همجنسگرا ره میبینی یا هم بیادش میفتی دلت حال عادیش نیست». نعمت سادات فعال حقوق همجنسگرایان در واشنگتن در مصاحبه اش با بی بی سی سال ۲۰۱۶ گفته بود: «حتی نخبه‌های تحصیل کرده، - افرادی که در برکلی و هاروارد درس خوانده‌اند - به مشکل می‌توانند مرا بپذیرند».
در حالی که دادگاه عالی امریکا ازدواج همجنسگرایان را سال ۲۰۱۵ قانونی اعلام کرد ولی زمانی که نعمت سادات راجع به هویت جنسی خود سخن گفت حتی از طرف اعضای خانواده و بستگانش که بیشتر از افغانستان، در غرب زندگی کردند، طرد شد. با اینکه نعمت سادات برای کار به افغانستان رفته بود ولی شغلش را در دانشگاه امریکایی افغانستان از دست داد و به گفته خودش «تهدید شدم که اگر در افغانستان باقی بمانم، محاکمه می‌شوم و با حبسِ ابد در زندان یا مجازات اعدام روبرو خواهم شد». البته مجازات همجنسگرایی در قوانین افغانستان به طور دقیق روشن نیست و ماده ۴۲۷ قوانین جزایی افغانستان فقط به لواط اشاره می کند که مجازات آن «حبس طولانی» است ولی از نظر دین صلح آمیز اسلام، حرام است. مولوی شمس الرحمن یکی از روحانیان سرشناس افغانستان به بی بی سی گفته: اعدام، مجازات مناسب برای همجنس گرایان است. او گفته: «یک دیوار کهنه باید روی آنها خراب شود و با شدیدترین وجه کشته شوند».
یکی از همجنسگرایان افغان در آلمان برای وبسایت قصه آن ها، قصه ماست، نوشته: طالبان، همجنسگرایان را مثل حیوانات می کشتند و زمانی که طالبان می خواستند خواهرش را سنگسار کنند، با خواهرش از افغانستان فرار کرد. ولی با توجه به یکی از عکس هایی که توماس ورزاک عکاس آزانس عکس مگنوم از سعید کمال عکاس طالبان در قندهار می خرد، طالبان خود آرایش می کردند و لاک ناخن می زدند. نشنال جئوگرافیک عکس مزبور را در مجموعه کتاب عکسی با عنوان عشق منتشر نمود.
احمد یکی از همجنسگرایان در مصاحبه با رادیو آزادی گفته: «اگر خانواده‌ام متوجه شوند که من همجنس‌گرا (گِی) هستم، از خانه بیرون رانده و محروم خواهم شد. تازه این بهترین سناریویِ احتمالی است. بدترین حالت این است که خانواده‌ام برای بازگرداندن عزتِ خود و زدودن شرمساری‌یی که من برای آنها با گِی بودنم به ارمغان آورده‌ام، من را بکشند».
در افغانستان، فقط همجنسگرایان نیستند که از قتل های ناموسی می ترسند. دختران خردسالی که سال های گذشته بر اثر تجاوز پرده بکارتشان را از دست دادند نیز برای بازگرداندن آبرو و عزت خانواده، قربانی قتل های ناموسی شدند.
طوری که همجنسگرا بودن و از دست دادن پرده بکارت باعث بی آبرویی می شود، دیده می شود که آبروی خانواده ها لای پاهای دختران قرار دارد و وظیفه هر مردی است که به نام خدا و خانواده، آلت تناسلیش را فقط و فقط داخل واژن زن دخول کند تا آبروی مسلمانان جهان حفظ شود.
اگر از حرفهایم آزرده شده اید، لطفا با حفظ خونسردی آبروی خود و خانواده را از لای پاهای ما دختران بردارید. آخر کدام اشرف مخلوقاتی آبروی خودش را داخل واژن یک زن قایم می کند؟ پس گاوصندوق را برای چی اختراع کردند؟ نگویید پول ندارید گاوصندوق بخرید، پول دارید کربلا و مکه بروید، پول ندارید گاوصندوق بخرید؟ هم خود را و هم ما را از بردگی پرده بکارت نجات دهید. امیدوارم این متن کوتاه به کاهش هوموفوبیا بین افراد کمک کند. مادامی که افراد از همجنس گرایان می ترسند یا دیدن افراد همجنس گرا را چندش آور می خوانند، با مدافعان دین که اعدام و کشتن همجنس گرایان را مجاز می دانند، همدست خواهند بود.


 

Saturday, September 26, 2020

درس هایی از انیمیشن زوتوپیا برای دختران

انیمیشن زوتوپیا محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی بایرون هاوارد و ریچ مور راجع به خرگوشی به نام جودی هاپس است. جودی هاپس خرگوشی از روستای خرگوش هاست که از کودکی آرزو دارد تا در شهر زوتوپیا پلیس شود. جودی با اینکه نمرات بالایی در آکادمی پلیس می گیرد ولی پس از فارغ التحصیلی به عنوان پلیس ترافیک مشغول به کار می شود زیرا چیف بوگو باور دارد که جودی به دلیل خرگوش بودن نمی تواند در بخش جنایی پلیس شود.
در اولین روز کاری، جودی راسویی به اسم دوک را در حال دزدی پیاز می بیند. او وظیفه ش را رها کرده و به دنبال دستگیری دوک می رود. چیف بوگو بعدا جودی را به خاطر ترک وظیفه اش توبیخ می کند. همان موقع خانم سموری وارد می شود و می گوید: شوهرش گم شده. جودی داوطلب می شود تا امیت شوهر خانم سمور را پیدا کند. چیف بوگو که چاره ای نمی بیند پرونده را به جودی می دهد و می گوید: ۴۸ ساعت وقت دارد تا شوهر خانم سمور را پیدا کند، اگر موفق نشود باید استعفا دهد.

دختران می توانند درس های زیادی از انیمیشن زوتوپیا یاد بگیرند، از جمله:
۱. پاسخ به انرژی منفی با مثبت گرایی: قانون سوم حرکت نیوتن می گوید: در برابر هر نیرویی در طبیعت، یک نیروی برابر و در جهت مخالف وجود دارد. هر گاه به شما انرژی منفی وارد می شود، آن را با انرژی مثبت پاسخ دهید مثل جودی هاپس وقتی می گوید: «من می خواهم پلیس شوم»، روباهی می خندد و می گوید: «خرگوش پلیس؟ امکان نداره». ولی جودی در جوابش می گوید: «ممکن است افراد با اذهان کوچک فکر کنند که غیر ممکن است اما زمانی که اجداد ما ۲۱۱ مایل دورتر با ساخت شهر زوتوپیا زندگی مسالمت آمیزی در کنار هم شروع کردند، اعلام کردند که هر کسی می تواند هر چیزی باشد».
۲. مبارزه با مخالفت والدین: زمانی که والدین جودی می شنوند او می خواهد پلیس شود، به او می گویند: «ببین دخترم، ما دست از رویاهایمان شستیم و زندگی با هم را شروع کردیم که در واقع این زیبایی خشنود بودن از خود می باشد. اگر تو چیز جدیدی تجربه نکنی، هرگز شکست نخواهی خورد». جودی در جواب آنها می گوید: «من، تجربه کردن دوست دارم» ولی به خرج آن ها نمی رود و می گوید: «تا به حال هرگز خرگوشی پلیس نشده است». سپس جودی در جوابشان می گوید: «پس حدس می زنم که من باید اولین باشم و با پلیس شدن دنیا را به مکانی بهتر برای زندگی تبدیل کنم». پدرش در جوابش می گوید: «اگر می خواهی دنیا را به مکان بهتری تبدیل کنی، می توانی یک کشاورز هویج شوی». مادرش هم می گوید: «ما و ۲۷۵ خواهر و برادرت با یک هویج، دنیا را تغییر می دهیم». وقتی رویایی دارید، افراد بیشماری حتی پدر و مادرتان، معلمان و دوستانتان ممکن است با مخالفت با شما برخیزند. این انتخاب شماست که چقدر به حرف های آنان اهمیت می دهید.
۳. چرخه ثابت کردن: زمانی که جودی به عنوان اول نمره کلاسش از آکادمی پلیس فارغ التحصیل شده و جهت ایفای خدمت به شهر زوتوپیا فرستاده می شود، مادرش به او می گوید: «جودی بهت افتخار می کنیم» و پدرش آن را افتخاری توام با ترس توصیف می کند. جودی در جوابشان می گوید: «تنها چیزی که باید از آن بترسیم، خود ترس است» ولی پدرش ترس از درندگانی مثل خرس ها، شیرها، گرگ ها، روباه ها و حتی راسوها را یادآوری می کند، راسوهایی که طوری تقلب می کنند گو اینکه فردایی وجود ندارد. اولین روزی که جودی پا به دیپارتمنت پلیس زوتوپیا می گذارد، یوزپلنگی که مسئول پذیرش است می گوید: «آن خرگوش کوچک بیچاره ممکنه زنده خورده بشه».
با اینکه جودی ثابت کرده به عنوان خرگوش بالاترین نمره در آکادمی پلیس گرفته، برای عده ای مثل والدینش که به او اسپری روباه می دهند یا یوزپلنگی که وقتش را با دونات خوردن می گذراند، هنوز راه درازی برای ثابت کردن خود در پیش دارد. چیف بوگو هم به او می گوید: اهمیتی به او نمی دهد و اگر او یک خرگوش معمولی نیست می تواند روزی ۱۰۰ تیکت بنویسد. جودی می گوید: ۲۰۰ تیکت تا قبل از ظهر می نویسم! موقعی هم که راسویی را دستگیر می کند، چیف بوگو قبول نمی کند و می گوید: «زندگی یک کارتون موزیکال نیست که تو آهنگی بخوانی و رویاهای الهام بخشت به صورت جادویی تحقق پیدا کنند. تو نمی توانی پلیس شوی» ولی جودی باز ثابت کرد که می تواند.
۴. تغییر، تغییر می آورد: جودی ثابت کرد که می تواند به عنوان یک خرگوش پلیس شود. والدینش هم بالاخره پذیرفتند که می توانند یک روباه را به عنوان شریک کاری خود بپذیرند در حالی که در ابتدای انیمیشن، روباه را بدترین حیوان می خواندند. جودی حتی به دوستش نیک که یک روباه بود نیز کمک کرد تا باور کند می تواند پلیس خوبی شود و حیوانات زوتوپیا به یک روباه پلیس اعتماد می کنند.
۵. پیش فرض ها، آسیب می زنند: زمانی که جودی می گوید: «توحش در خون حیوانات درنده است»، دوستش نیک ناراحت شده و از او می پرسد: «آیا از من می ترسی؟ من یک حیوان درنده هستم، بهتر است دیگر دوستت نباشم». یوزپلنگی هم که مسئول پذیرش بود، برکنار و به سمتی گماشته می شود که با مشتریان سروکار نداشته باشد. واژه ها، تاثیر گذارند و باید مراقب کلماتی که بر زبان می رانیم باشیم. زبان، آبستن مرگ و زندگی است. کلمات می توانند به روحی مرده زندگی بخشند یا مرده ای را به زامبی تبدیل کند.
۶. تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز: جودی هنگام دستگیری راسو، جونده کوچکی در حال عبور از خیابان را نجات می دهد. بعدها آن جونده، جودی را نجات می دهد. انجام دادن کارهای خوب، همیشه خوب است و باعث گسترش خوبی می شود.
۷. هما ما مهارت خاص خودمان را داریم: نیک مهارت های کارآگاهی خوبی داشت ولی همه عمر خودش را کلاهبردار می دانست زیرا هیچ کس حاضر نبود به یک روباه اعتماد کند. همین طور یاکس حافظه خوبی داشت ولی تصور می کرد که فیل نانگی حافظه قوی داشته و همه چیز را به خاطر می سپارد.
۸. اعتراف به اشتباهات: جودی زمانی که به اشتباهش پی می برد، نزد نیک برمی گردد و از او خواهش می کند تا در حل مشکل پرونده باری دیگر کمک کند. جودی اعتراف می کند که اشتباه کرده و نیک حق دارد او را نبخشد.
۹. زندگی واقعی پیچیده و سخت است: جودی می گوید: «زندگی واقعی پیچیده تر از شعار روی برچسب هاست». زندگی سخت، پیچیده و پر از فراز و نشیب است. ما نیاز داریم که مثل جودی زندگی را با تمام فراز و نشیب ها و سختی ها و خوشی هایش قبول کنیم زیرا این تنها راه زندگی کردن است. در برابر سختی ها باید ایستادگی کرد نه اینکه کنار کشید. همیشه باید تلاش کرد تا جهان را مکان بهتری برای زندگی نمود.
۱۰. به چالش کشیدن کلیشه ها: جودی با اراده و عزمی قوی به مبارزه با کلیشه هایی که می گفت: یک خرگوش نمی تواند پلیس شود، رفت و ثابت کرد که خواستن، توانستن است. اگر با کلیشه ها مبارزه نکنیم همان چیزی خواهیم شد که کلیشه ها می گویند. دوستان نیک به او گفتند: تو یک روباهی و قابل اعتماد نیستی، او هم یاد گرفت اگر قرار باشد جهان یک روباه را همیشه غیر قابل اعتماد بداند، تلاش برای تغییر اهمیتی ندارد. کلیشه ها، زندگی افراد را بی معنا می سازند اما مبارزه با کلیشه ها، برگ جدیدی از زندگی در سرنوشت افراد خلق می کند.

Monday, March 16, 2020

کرونا: نزاع دین و بهداشت


تعداد مبتلایان به کرونا در مالزی پس از شرکت حدود ۱۶ هزار تن (۱۴.۵ هزار تن مالزیایی و ۱.۵ هزار تن خارجی) در یک اجتماع دینی اسلامی که از ۲۷ فبروری تا ۱ مارچ جریان داشت، روز به روز در حال افزایش پیدا کردن است (۴۴۲ تن در حال حاضر). دولت مالزی در حال حاضر برپایی اجتماعات را تا اوایل ماه می ممنوع اعلام کرده است. بخش توریسم مالزی در دو ماه آغازین سال جاری حدود ۳.۴ میلیارد رینگیت خسارت دیده است. در حالی که تولید ناخالص داخلی مالزی سال گذشته حدود ۴.۳ فیصد رشد کرده بود ولی انتظار می رود شیوع کرونا باعث کاهش تولید ناخالص داخلی مالزی بین ۰.۸ تا ۱.۲ درصد شود. اما این اطلاعات چه معنایی برای ما مهاجرین دارد؟

۱
از حضور در اجتماعات مثل مراسم دعا، فاتحه خوانی و ختم قرآن و دورهمی های دوستانه و فامیلی در خانه یا رستورانت ها و کافه ها اجتناب کنید، مخصوصا خوردن غذا در ظرف مشترک با دست و استفاده از قلیان های مشترک. احتمالا از اینکه کسی شما را از شرکت در مراسم عبادی نهی کند، عصبانی می شوید ولی خوب است که بدانید در حال حاضر شیوع ویروس همه گیر کرونا باعث اخلال در مراسم عبادی و مذهبی همه ادیان شده. پاپ فرانسیس برای جلوگیری از اجتماع مردم در کلیسا، مراسم نیایش خود را به صورت زنده پخش کرد. کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان مراسم عشا ربانی خود را تغییر داده اند و کشیش ها دیگر نان مقدس را روی زبان عبادت کنندگان قرار نمی دهند بلکه در دستشان می گذارند و شراب را نیز دیگر در جامی که همه به طور مشترک از آن می نوشند، سرو نمی کنند. کشیش ها همچنان از اعضای کلیسا خواسته اند به جای دست دادن به یکدیگر برای سلامتی همدیگر دعا کنند. دولت عربستان سعودی، حج عمره و زیارت در شهرهای مکه و مدینه را برای شهروندان خود و زائران خارجی به تعلیق درآورده است. نارندا موندی نخست وزیر هند نیز از مردمش خواست در اجتماعات بزرگ مربوط به جشن هولی شرکت نکنند. رابی اعظم اسرائیل هم از یهودیان خواست تا مزوزا را نبوسند و لمس نکنند. مزوزا طوماری که آیات تورات روی آن نوشته شده و یهودیان موقع ورود به ساختمان ها یا اتاق ها آن را لمس و می بوسند. اگر هنوز عصبانی هستید، لطفا اخبار مربوط به عدم تعطیلی اماکن مذهبی در ایران که باعث شیوع کرونا در ایران و انتقال آن به مهاجرین افغانستانی شد را بخوانید. شنیده می شود که شفاخانه های ایران از بستری کردن مهاجران افغانستانی مبتلا به کرونا خودداری می کنند و مهاجران هموطن گروه گروه به افغانستان برمی گردند که متعاقبا باعث انتقال کرونا در داخل افغانستان نیز شده است

۲
کاهش تولید ناخالص داخلی مالزی به معنای افزایش گرانی و کاهش ظرفیت های اشتغال برای مهاجرین است. کسانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند، لطفا شغل خود را هر چقدر سخت، حفظ کنید. احتمال اینکه تعداد نیروهای امیگریشن در چک پوینت ها برای خالی کردن جیب های شما زیاد شود، نیز وجود دارد. اگر یک کارگر مهاجر در مالزی ساعتی ۴ یا ۵ رینگیت به صورت غیر قانونی کار می کند، یک آفیسر امیگریشن مالزی به طور متوسط ساعتی ۳۷ رینگیت یعنی ۷.۴ یا ۹.۲۵ برابر یک کارگر مهاجر معاش می گیرد و با دستگیری یک مهاجر که حاضر شود در بدل آزادی خود ۳ تا ۶ هزار رینگیت رشوه دهد، آفیسر امیگریشن در کمتر از یک ساعت می تواند نیم معاش یک ماه یا کل معاش خود را کمایی کند.

۳
به اطفال خود آموزش دهید چطور دستانشان را با آب و صابون بشویند. سعی کنید اطفال خود را در خانه با فیلم های 
 آموزشی سرگرم نموده و از حضورشان در پارک های بازی جلوگیری کنید
۴
مواظب سالمندان خانواده باشید. سالمندان بیشتر از دیگر گروه های سنی در معرض ابتلا به کرونا هستند. میزان مرگ و میر بر اثر کرونا در میان سالمندان نیز بیشتر از دیگر گروه های سنی می باشد
۵
 شستن مرتب دست ها با آب و صابون مهمتر از پوشیدن ماسک صورت است

۶
تا جایی که می توانید از رفتن به ملم بازار خودداری کنید و اگر می خواهید مواد غذایی ارزان تر بخرید، دنبال پروموشن های سوپرمارکت های بزرگ مثل جاینت و تسکو باشید. پروموشن های ماهانه آن ها را می توانید از طریق صفحات فیس بوکشان پیدا کنید. فروشگاه ۹۹ هم موادغذایی را ارزان تر می فروشد
۷
وسایل برقی مثل یخچال، تلویزیون، موبایل های هوشمند، ایر کاندیشن و لب تاپ ها به خاطر اینکه اکثرا ساخت چین هستند و چین به خاطر کرونا خسارت های اقتصادی زیادی متحمل شده، در حال گران تر شدن هستند. از وسایل برقی خود با احتیاط استفاده کنید، موقع عصبانیت از شکستن موبایل و لب تاپ خود به شدت پرهیز کنید. 
در پایان برای همه مهاجرین عزیز، خانواده ها و بستگانشان در اینجا، داخل افغانستان و سایر کشورها آرزوی سلامتی و تندرستی می کنم. 
 پ.ن: این متن را برای مهاجران هموطن مقیم مالزی نوشتم
  

Saturday, December 23, 2017

چگونه چندوظیفه را همزمان انجام دهیم؟

در زندگی همواره در موقعیت هایی قرار می گیریم تا چند وظیفه را همزمان انجام دهیم ولی چگونه؟
1.      اهداف خود را بنویسید. اهداف، مسیر حرکت شما را مشخص می کند.
2.      اهداف و برنامه های خود را ارزیابی کنید و ببینید کدامشان را می توان همزمان انجام داد زیرا همه برنامه ها را نمی توان همزمان انجام داد.
3.      برای انجام کارهایی که تمرکز کامل می طلبد، زمان جداگانه اختصاص دهید.
4.      کارهای روزمره، آشنا و مسلط به آن را برای چند وظیفه گی/مولتی تسکینگ انتخاب کنید. برای یادگیری یک فعالیت جدید یا پیچیده، نیاز به تمرکز کامل دارید و نمی توانید آن ها را همزمان با سایر کارها انجام دهید.
5.      برنامه ریزی کنید: نمی توان همه وقفه ها و تماس های تلفنی را پیش بینی کرد. به خاطر همین برنامه ریزی کنید که کارهای مهم و فوری را اول انجام دهید.
6.      کار کنید: اگر می دانید که بعدازظهر باید کاری را با عجله انجام دهید، کارتان را از صبح زود آغاز کنید تا با آمادگی کامل به کار بعدازظهر برسید.
7.      زمان اضافه در نظر بگیرید: با توجه به اینکه نمی توان همه عواملی که سبب وقفه در کار می شود را پیش بینی کرد، بهتر است موقع تخمین زدن زمان برای پایان رساندن یک کار، مقداری وقت اضافه نیز در نظر گرفت.
8.      در یک زمان، یک کار انجام دهید اما جایگزین کنید. زمانی که مشغول انجام یک کار مهم هستید، می توانید کار دیگری که نیاز به توجه کمتری دارد را نیز انجام دهید مثل شستن لباس ها در ماشین لباس شویی. برای انجام کار دیگر نیاز به تنظیم آلارم و یادآور دارید.
9.      کارهای غیرضروری را حذف کنید. اگر می خواهید چندین کار را همزمان به طور موثر انجام دهید، کارهای غیرضروری را از لیست خود حذف کنید مگر زمانی که کاری روزمره، کسل کننده و مکانیکی انجام می دهید. در این موقع برای گذراندن زمان می توانید فعالیتی دیگر انجام دهید مثلا موقع رنگ آمیزی دیوار اتاقتان، می توانید به موسیقی، رادیو و یا یک کتاب صوتی گوش بسپارید.    
10.  کارهای که نمی توانید حذف کنید را ساده کنید: اگر مشغول انجام کارهای روزمره هستید، آنها را ساده کنید و به مرور زمان ببینید چگونه می توان آن کار را بهبود بخشید.
11.  وظایفی که با هم همخوانی دارند را برای مولتی تسکینگ انتخاب کنید. خواندن و گوش کردن به سخنرانی ها، هر دو فعالیت های ذهنی هستند و هر دو نیاز به تمرکز یکسانی دارند. چنین کارهایی را نمی توان همزمان انجام داد ولی می توان یک وظیفه فیزیکی را با یک وظیفه ذهنی همزمان انجام داد مثل اطو کردن لباس ها و گوش دادن به رادیو.
12.  کارهایی را برای مولتی تسکینگ انتخاب کنید که نیاز به وقفه زمانی دارند. شخصا زمانی که لباس ها را داخل ماشین لباس شویی می اندازم و ماشین را به مدت 40 تا 50 دقیقه تنظیم می کنم، در این مدت اتاقم را تمیز و مرتب می کنم.
13.  زمانی که مشغول انجام یک پروژه بزرگ هستید، چندین وظیفه کوچک و ساده برای انجام دادن در وقفه های کاری خود انتخاب کنید.
14.  از زمان انتظار به نحو موثر استفاده کنید: زمانی که منتظر هستید مثلا در ایستگاه های اتوبوس، قطار، فرودگاه یا سایر ادارات، زمان انتظار را تخمین بزنید و ببینید چه کارهایی می توانید در این مدت انجام دهید. به طور مثال می توانید کتاب بخوانید یا ایده های خود را یادداشت کنید.

15.  با سرعتی کار کنید که می توانید تحمل کنید. زمانی که به استراحت نیاز دارید، استراحت کنید زیرا مولتی تسکینگ به تمرکز نیاز دارد.
یادداشت: این مقاله ترجمه ی این مقاله از وبسایت Wiki How است. 

Thursday, November 23, 2017

کتاب رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی

خواندن کتاب "رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی" نوشته ج. ویلیام وُردِن، ترجمه محمد قائد را به پایان بردم. مرگ، بخشی از زندگی است و همه ما روزی با مرگ عزیزانمان روبرو خواهیم شد. با این حال، پذیرفتن حقیقت مرگ برای همه ما سخت و ناگوار می آید. مصیبت دیدگان به سوگواری نیاز دارند. ترجمه فارسی کتاب "رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی" در نه فصل تنظیم شده است:

فصل اول) دلبستگی، فقدان و تکالیف سوگواری: وُردِن در این فصل می گوید: ما به سوگواری نیاز داریم و برای اتمام سوگواری نیازمندیم تا چهار تکلیف را پشت سر گذاشته، اگر کسی نتواند یکی از این تکالیف را به پایان برساند بدین معناست که سوگواری او به پایان نرسیده است. چهار تکلیف سوگواری عبارتند از: تکلیف 1) پذیرش واقعیت فقدان، تکلیف 2) گذر از دردِ مصیبت، تکلیف 3) انطباق با محیطی که شخص فقید در آن حضور ندارد و تکلیف 4) تغییر جای متوفی از نظر عاطفی و ادامه دادن به زندگی.  

فصل دوم) واکنش های بهنجار در برابر ماتم: سوگواری بی مسئله: وُردِن، واکنش های بهنجار در برابر ماتم را به چهار دسته تقسیم می کند:
الف) احساسات: اندوه، خشم، گناه و خویشتن نکوهی، اضطراب، تنهایی، خستگی، درماندگی، شوک، حسرت، رهایی، آسودگی، و کرختی.
ب) حس های بدنی: پوکی و خالی بودن معده، فشار در قفسه ی سینه، فشار در گلو، حساسیت بیش از اندازه به سر و صدا، احساس غیر شخص شدن، تنگی نفس و احساس خفگی، ضعف عضلانی، کم بنیگی، و خشکی دهان.
ج) شناخت ها: ناباوری، گیجی، دلمشغولی، احساس حضور، و توهمات.
د) رفتارها: اختلال در خواب، اختلال در اشتها، حواس پرتی، گوشه گیری، به خواب دیدن متوفی، پرهیز از هر آنچه متوفی را به یاد بیاورد، جستجو و صدا زدن، آه کشیدن، تحرک مفرط و بیقراری، گریستن، دیدار از جاها یا حمل اشیایی که متوفی را به یاد می آورد، و حفظ اشیای متعلق به متوفی.
وُردِن، عوامل تعیین کننده ماتم را چنین ذکر می کند: 1) متوفی که بود؟ 2) ماهیت رابطه (شدت دلبستگی، تامینی که آن دلبستگی ایجاد می کرد، دوگانگی در رابطه، و تضادها با متوفی)، 3) نوع مرگ، 4) پیشینه ها، 5) متغیرهای شخصیتی، 6) متغیرهای اجتماعی، 7) فشارهای روحی جاری.

فصل سوم) مشاوره ی ماتم: اهداف مشاوره ماتم عبارتند از: 1) افزایش واقعیت فقدان، 2) کمک به مشاوره گیرنده تا با تاثیرهای بارز و نفهته فقدان مقابله کند، 3) کمک به مشاوره گیرنده تا بر موانع مختلف در راه انطباق با فقدان فایق آید و 4) تشویق مشاوره گیرنده تا به گونه ای مناسب با متوفی وداع کند و به سر زندگی خویش برگردد.

فصل چهارم) واکنش های نابهنجار در برابر ماتم: سوگواری پیچیده: در این فصل، وُردِن عواملی که مانع اتمام سوگواری فرد می شود را توضیح می دهد. از جمله: عوامل ارتباطی (رابطه دوگانه، رابطه سرشار از وابستگی، رابطه سرشار از اختلاف)، عوامل پیرامونی (نامشخص بودن فقدان مثل زمانی که شوهر زنی مفقودالاثر است و همسرش نمی داند مرده است یا زنده)، عوامل پیشینه ای (تاثیر فقدان های گذشته بر فقدان جاری)، عوامل شخصیتی، عوامل اجتماعی (ضایعه در برابر جامعه غیرقابل بحث باشد مثل خودکشی، جامعه فقدان را نفی کند مثل سقط جنین، و نبود شبکه ای از حمایت اجتماعی).

فصل پنجم) ماتم درمانی: گره گشایی از ماتم بیمارگونه: هدف ماتم درمانی، شناسایی و حل کشاکش جدایی است که مانع تکمیل وظایف سوگواری در افرادی می شود که ماتم شان ناپیداست، به تاخیر افتاده است، مفرط است یا بیش از حد به درازا کشیده است.

فصل ششم) ماتم بر انواع خاص ضایعه: در این فصل، وُردِن به توضیح ماتم براساس انواع خاص ضایعه از جمله خودکشی، مرگ ناگهانی، مرگ ناگهانی اطفال، سقط جنین غیرعمدی، مرده زایی، سقط جنین، ماتم پیشاپیش و ایدز می پردازد.

فصل هفتم) ماتم و سازمان خانواده: در این فصل وُردِن راجع به مرگ فرزند، مرگ والدین و تاثیر مرگ روی سالمندان توضیح می دهد.  

فصل هشتم) ماتمِ شخصی مشاور: در این فصل، وُردِن راجع به ماتم شخصی مشاوران و تاثیر آن روی کمک رسانی به مصیبت دیدگان صحبت می کند.

فصل نهم) آموزش برای مشاوره ماتم: در این فصل، وِردِن طرح های برای پرداختن به مشاوره ماتم و آموزش افراد برای مشاوره ماتم ارائه می کند.  

قلدری


چند ماه پیش تصویر "لیزی ولاسکوئز" را اولین بار روی مجله ای در کتابفروشی دیدم ولی وقت نداشتم تا مصاحبه را بخوانم اما یک روز که مشغول دانلود کردن مستندهای زندگی نامه ای بودم، چشمم به مستند "یک قلب شجاع: داستان لیزی ولاسکوئز" خورد. فورا آن را دانلود کردم و تماشا کردم. لیزی ولاسکوئز، سخنران انگیزشی امریکایی است. او متولد 13 مارچ 1989 در تگزاس امریکاست. وی چهار هفته قبل از موعد به دنیا آمده و در هنگام تولد فقط 1.219 کیلوگرم وزن داشته است. لیزی از بیماری نادری رنج می برد که مانع از ذخیره چربی در بدنش می شود.
در مستند "یک قلب شجاع: داستان لیزی ولاسکوئز"، ما تصاویری از لیزی، کودکی، دوران تحصیل در مدرسه، موفقیت های تحصیلی و خانواده اش می بینیم. همه چیز به خوبی پیش می رود تا اینکه روزی لیزی ویدیویی در یوتیوب می بیند که فردی عکسی از وی منتشر کرده و نوشته: "زشت ترین زن دنیا". سپس او کامنت های وحشتناک مخاطبان را می خواند. پس از آن، لیزی تصمیم می گیرد با قلدری و تاثیرات مخرب آن روی افراد مبارزه کند.


انجمن روانشناسی امریکا در تعریف قلدری می نویسد: "قلدری نوعی رفتار تهاجمی است که در آن کسی عمدا و به طور مرتب باعث آسیب یا ناراحتی دیگری می شود. آزار و اذیت می تواند به صورت تماس فیزیکی، کلمات یا اقدامات ظریف تر باشد". افرادی که مورد قلدری قرار می گیرند، تجربیاتی از قبیل افسردگی، اضطراب، افزایش اندوه و تنهایی، بی نظمی در الگوهای خواب و غذاخوردن، کاهش علاقه به انجام فعالیت های مورد علاقه شان، افت تحصیلی، ترک مدرسه، کاهش اعتماد به نفس، کاهش عزت نفس، کابوس دیدن و ابتلا به بیماری پشت سر می گذارند. در برخی موارد، افرادی که مورد قلدری قرار گرفته خودکشی و به زندگی خود خاتمه داده اند.
دختران بیشتر از سوی پسران و دختران مورد قلدری قرار می گیرند در حالی که پسران معمولا از سوی پسران مورد قلدری واقع می شوند. کودکان و جوانان دارای معلولیت، کودکان و جوانان همجنس گرا، کودکان و جوانان اقلیت های قومی بیشتر از سایرین در معرض قلدری قرار گرفتن هستند. به طور مثال در افغانستان، کودکان هندو و سیک بیشتر از بقیه مورد قلدری در مدرسه قرار می گیرند تا جایی که با توجه به گزارش های خبری، مجبور به ترک تحصیل و مدرسه شده اند. دختران و زنان هم در فضاهای مجازی به کرات مورد حمله قلدران قرار می گیرند. به گونه ای که خیلی ها مجبور می شوند با اسم مستعار در شبکه های اجتماعی، فعالیت کنند.
قلدری حتی روی خود قلدرها و شاهدان قلدری نیز تاثیرات مخربی دارد. افرادی که از کودکی، قلدری کردن را شروع می کنند در بزرگسالی به نوشیدن مشروبات الکلی، استفاده مواد مخدر، جنگ با اطرافیان، تخریب اموال، ترک تحصیل، درگیر شدن در فعالیت های جنسی زودرس، و خشونت علیه همسر و کودکان در خانواده اقدام می کنند. شاهدان قلدری هم گرفتار استفاده از مواد مخدر، بیماری های روانی چون اضطراب و افسردگی و ترک تحصیل می شوند.
برای مبارزه با قلدری، ابتدا با قلدری و تاثیرات مخرب قلدری روی افراد آشنا شوید. رفتار کودکان خود را مورد مطالعه قرار دهید. اگر آن ها را ناراحت و غمگین دیدید، علت آن را جویا شوید؛ ممکن است توسط همکلاسی یا فردی دیگر مورد قلدری قرار گرفته باشد. در داخل خانه، روبروی کودکان به مشاجره با همسرتان نپردازید. علیه کودک خود قلدری نکنید. به کودکان خود آموزش دهید که هر گاه مورد قلدری قرار گرفتند، به معلم یا به شما گزارش دهند. به کودکانتان آموزش دهید که خودشان علیه قلدر، قلدری نکنند. از کودکانتان بخواهید همیشه با دوستانشان در ارتباط بوده و هرگز تنها نباشند.

در پایان، امیدوارم از تماشای سخنرانی لیزی با عنوان "چگونه خود را تعریف می کنید؟" لذت ببرید. از داشته های خود لذت ببرید!